Peyvand

متن مرتبط با «زندگی و دیگر هیچ» در سایت Peyvand نوشته شده است

سوال

  • نیلوبلاگ

    داشتم زیر سیگاری روبرق می نداختم !و گلای قالی رو شوت می کردم یه طرف...!از ته دل خندیدم...دلم لک زده بود واسه خندتپوست پرتقال رو ناز کردم و تو دلم ازت پرسیدم:میشه پرتقال رو هم مثل سیب گاز زد؟؟؟پیوند...

    ادامه مطلب
  • اگه دست خود من بود

  • نیلوبلاگ

    اگه دست خود من بود پا تو دنیا نمی ذاشتمگل عشق و آرزو رو توی قلبم نمی کاشتماگه چشمامو می خوندی همیشه پیشم می موندیرفتی اما ندونستی منو از ریشه سوزوندیاگه دست خود من بود راه رفتنو می بستمواسه خاطرت عزیزم هر دلی رو می شکستمهر کسی قسمتی داره توی آلبوم زمونهیکی دل میکنه میره یکی تا ابد می مونهحالا قسمت من این شد تو گذشته جا بمونمتو که پر کشیدی رفتی من دیگه از کی بخونمپیوند ۱۳۸۳ ...

    ادامه مطلب
  • زندگی

  • نیلوبلاگ

    زندگی زندون تنگه با همه بر سر جنگهچه جوری برات بگم من دلا امروز همه سنگهنگاه کن از توی ايوون گربه گنجيشکارو خوردهگل خوشبختی ما رو يه کسی چيده و بردهروی سنگفرشای خونه غير مشتی برف نموندهيه کسی با خاک باغچه روی پرها رو پوشوندهمی دونستم می دونستم يکی دست ما رو خوندهپر خاکستر اينجا چه کسی آتيش سوزوندهنگاه کن تيرهای چوبی که روی سقف اطاقههمشون و من شمردم گاهی باچشم گاهی با دلمن و تو با هم غريبه سينه هامون پر کينههر دو زخمی هر دو تنها ای خدا زندگی اينهروی سنگفرشای خونه غير مشتی برف نموندهيه کسی با خاک باغچه روی پرها رو پوشوندهمی دونستم می دونستم يکی دست ما ...

    ادامه مطلب
  • نوازش

  • نیلوبلاگ

    موهای به این خوشگلی رو کی داره؟هیشکی فقط تو...این چشمای نازو کی داره؟ هیشکی فقط تو داری..این لبای خوشگل و نازو کی دار؟هیشکی فقط تو..آخ پریا با اون دستای کوچیکش نازم می کرد و اشکامو پاک می کرد..چقدر قشنگ حرف می زد و منو ناز می کرد..خیلی امشب دلم گرفته بود اشک امونم و بریده بود..هر چه بیشتر فکر می کردم که تنهام و کسیو ندارم داغون تر میشدم....اما وقتی با دستای کوچیکش موهامو ناز می کرد و ماچم می کرد دلم خیلی آروم گرفت یه حس خوب داشتم...مثل بچه شدم و اینکه پریا مامانم شده چقدر   حال میده نوازش...خیلی ادای بزرگترا رو در میارم من اهلش نیستم من هنوز بچه ام هنوز به.......

    ادامه مطلب
  • متولد دی

  • نیلوبلاگ

    من به دیماه تعلق دارم و به فصل سرمافصل زندگی کوتاه آدم برفی های معصومفصل گرسنگی گنجشکهای سر بهواو فصلی که باغها عروس کلاغها می شوندو من باز هم از خود سوال می کنم که آیا..آیا اردیبهشت مرا با عشق به خود راه داد؟!پس چرا بند ناف من شیره محبت را به مویرگهایظریفم نرساند؟!پیوند دی۱۳۸۶ ...

    ادامه مطلب
  • اندوه تنهايي

  • نیلوبلاگ

    پشت شيشه برف می باردپشت شيشه برف می بارددر سكوت سينه ام دستیدانه اندوه می كاردمو سپيد آخر شدی ای برفتا سرانجامم چنين ديدیدر دلم باريد ... ای افسوسبر سر گورم نباريدیچون نهالی سست می لرزدروحم از سرمای تنهائیمی خزد در ظلمت قلبموحشت دنيای تنهائیديگرم گرمی نمی بخشیعشق، ای خورشيد يخ بستهسينه ام صحرای نومیديستخسته ام، از عشق هم خستهغنچه شوق تو هم خشكيدشعر، ای شيطان افسونكارعاقبت زين خواب دردآلودجان من بيدار شد، بيداربعد از او بر هر چه رو كردمديدم افسون سرابی بودآنچه می گشتم به دنبالشوای بر من، نقش خوابی بودای خدا ... بر روی من بگشایلحظه ای درهای دوزخ رات...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    زندگی و دیگر هیچ | زندگی زیباست | زندگی خصوصی | زندگی چیست | زندگی پس از مرگ | زندگی نامه | زندگی با چشمان بسته | زندگی شعر | زندگینامه فروغ فرخزاد | نوازش زن